شوق دیدار
سلام . همانطور که در پست قبلی گفته بودم چند روزی به تهران رفتم .( به دلیل بیماری پدر ) که واقعاً ناراحتم کرده . پدر از کوهنوردان خوب ایران هستند که تمام قله های مهم این خاک پاک رو درنوردیدند ، بنابراین ضعف ایشان ضعف تمام جامعه کوهنورد و طبیعت گرد استان همدان است . از همه دوچرخه سواران و کوهنوردان دوست داشتنی استدعا دارم برای ایشان دعا کنند تا دوباره بتواند به دیدار کوه های زیبای ایران برود .

در تهران به سراغ آقای محمد شاهکرم دوست خوبم و از دوچرخه سواران خوب سایکل توریست رفتم و ایشان لطف و صفا را در حق بنده تمام کردند . از خاطرات بودن با ایشان میتوان به رفتن به تالار وحدت و تماشای تئاتر زیبای شمس پرنده اشاره کرد که واقعاً لذت بردم . باید از مادر و خواهر بزرگوار ایشان به خاطر غذای خوشمزه ای که تدارک دیده بودند و از پدر باصفایشان و همچنین از عموی گل و برادر خوبشان تشکر کنم . شبی که مهمان منزل محمد بودم تا دیر وقت به تماشای عکسهای سفر دور ایران پرداختیم و شب بسیار رویایی را گذراندیم .
روزهای بعد هم کم مزاحم محمد نبودم . در کل لحظات خوبی را با او گذراندم . چقدر گوش موسیقیایی خوبی دارد . موسیقی خوب گوش میدهد. اما با تمام این وجود دوست ندارد زیاد حاشیه داشته باشد و به قولی با اینکه برای ما انسان بزرگی است برای خودش زیاد بزرگ نیست و همین اخلاق او ما را دیوانه خود ساخته .

در یک کلام محمد را باید دید . محمد نوشتنی یا گفتنی نیست .
روز پنجشنبه هم قرار بود به دیدار آقای یاشار نظمی بروم که متاسفانه نشد . اما اواخر آذر که دوباره به تهران میروم دوست دارم به دیدار یاشار نظمی و خانم مریم بخشایش بروم. البته اگر خانم بخشایش این پست را مطالعه میکنند از ایشان خواهش میکنم شماره تلفن جدیدشان را بدهند تا بتوانم در یک فرصتی که مزاحم او هم نباشیم هماهنگی کنیم و به دیدارش برویم . باز هم برای همه دوستان سایکلتوریست آرزوی موفقیت دارم و دوست دارم تک تک ایشان را از نزدیک ببینم . |