سلام. همین چند روز پیش بود که برای بار چندم فیلم پشت دریاها شهریست را می دیدیم . خانم زنده زبان و آقای جعفر زاده. در فیلم مردان بزرگی هستند که هرکدامشان یک کتاب بزرگند. هر کدامشان منبعی از تجربیات . اتفاقاً درفیلم جعفر و نسیم هم هستن و آن قسمتی که این دوستان می خواهند حرف بزنند کفر آدم بالا میاید . ( چون بیژن بیرنگ نمیگذارد این دو دوست عزیزمان درست حرف بزنند ) اما نکته بسیار جالب برنامه قسمتی است که جعفر می گوید : از فروردین ۸۶ تصمیم داریم به دور دنیا برویم و خیلی نگرانیم و سرپناهی نداریم و امروز ۱۰ ماه از سفرشان می گذرد و آنها در نیمه سفرند. باز یاد حرف آن آقایی که ۳ قاره جهان را پیاده رفته می افتیم که می گوید : وقتی خدا با شماست خیالتان راحت است . و برای جعفر و نسیم اتفاق ناخوش آیندی نیافتاده ( تا آنجا که ما می دانیم )
نظر ما این است که خدا همواره با ماست و با هرکسی که به سعادت بشر بیاندیشد. ما دوچرخه سواران یا کوهنوردان و هر ورزشکار یا صلح دوستی که بر روی زمین زندگی میکند همواره خدا را در درون خویش میابد . در غیر اینصورت هیچگاه ورزشکار یا صلح دوست نمی شد. یکی از افسوس های ما در زندگی این است که هنگام عزیمت این دو دوست دیر رسیدیم و نتوانستیم در مراسم بدرقه حضور داشته باشیم . امیدواریم جعفر و نسیم این عذر ما را بپذیرند . با امید به دیدارشان در ایران.

|