در حال حاضر منزل محمد آقای شاهکرم هستم و یادی از گذشته ها کردیم. یاد محسن عزیز و سایر دوستان رو کردیم. کمی ساز شندیم ( ممد آقا نواخت ) کلی خندیدیم و کمی هم بغض کردیم. اما خوب برای چی اینهارو دارم مینویسم!! برای اینکه بگم قدر این دوستان و لحظات زنگی تون رو بدونیم. یادمون نره ما همگی با هم هستیم که معنا و مفهوم کلی رو تشکیل میدیم و ما هستیم که درد و درمون هم رو می فهمیم. 
یاد محسن خدا بیامرز بخیر. یاد محمد شاهکرم ، یاد علی قوچانی و سپیده ، یاد مهسا و سارا ، یاد مریم بخشایش و شاهین رامز ، یاد رسول و دلارام ، یاد جعفر و نسیم ، یاد حسین اکبر زاده و امیرخدافرد، یاد احسان و مسعود ، یاد خانم یوسف پور و آقای سلیمانی ، یاد مسعود و سهیلا ، یاد آقای حسینی ، یاد خانواده عسگری ، یاد فرهاد خزایی ، یاد عدالت عابدینی ، یاد یاشار نظمی و میثم باتومی ، یاد سعید و آقای اسفیداری ، یاد محمد تاجران و همه کسانی که افتخار دوستیشان را داریم بخیر. از همه اینها کلی چیز یاد گرفتم. کلی بودن با اینها در من ایجاد تغییر کرده و به در کنار ایشان بودن افتخار میکنم. بیایید بیشتر یکدیگر را یاد کنیم و نگذاریم مشغله و کار و زندگی ما را از هم غافل کند. به امید دیدار همه کسانی که دوستشان دارم و می شناسم و همه کسانی که انتظار دیدنشان بی تابم کرده. |